ائتلاف‌سازی و کنش نامتقارن در سیاست خارجی ایران ‏

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

نظم‌های منطقه‌ای در حال گذار دارای ویژگی‌هایی همانند ناپایداری کنش بازیگران، تغییر در ابزارهای تاکتیکی و تنوع گروه‌های کارگزاری است. تنظیم سیاست خارجی در چنین شرایطی نیازمند بهره‌گیری از سازوکارهایی همانند ائتلاف‌سازی و کنش نامتقارن می‌باشد. چنین فرآیندی، براساس ضرورت‌هایی همانند خودیاری، ائتلاف و اتحاد شکل می‌گیرد. کشورهایی که در حوزه‌های بحرانی همانند آسیای جنوب غربی و خاورمیانه عربی قرار دارند، برای «بقاء و امنیت» خود نیازمند همکاری و ائتلاف خواهد بود. ایران در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با نشانه‌هایی از تهدید، تحریم و محدودسازی روبرو بوده، بنابراین نیازمند بهره‌گیری از سازوکارهایی است که در قالب خودیاری تعریف می‌شود. از آنجایی که تهدیدات در منطقة خاورمیانه ماهیت شبکه‌ای و خوشه‌ای دارد، بنابراین طبیعی به نظر می‌رسد که ایران برای بقاء و امنیت خود از سازوکارهایی همانند ائتلاف و اتحاد استفاده نماید. چنین سازوکارهایی،‌ هزینه‌های امنیت‌سازی کشورها را کاهش داده و مطلوبیت امنیتی بیشتری برای نقش‌یابی منطقه‌ای واحدهای سیاسی به وجود می‌آورد. سیاست خارجی و راهبردی ایران در دوران دفاع‌مقدس مبتنی بر «فضای بدون ائتلاف» بوده است. چنین روندی از سال‌های دهة 1990 به بعد با تغییراتی همراه شد. پرسش اصلی مقاله آن است که «راهبردهای امنیتی و سیاست خارجی ایران در سال‌های دهة 1990 به بعد دارای چه نشانه‌ها و کارکردهایی بوده است؟» فرضیة مقاله به این موضوع اشاره دارد که «ایران از سازوکارهای همکاری متقارن و ائتلاف نامتقارن در راهبرد امنیتی و سیاست خارجی خود بهره گرفته است». در تنظیم مقاله از «رهیافت نئورئالیسم تدافعی» مبتنی بر ضرورت‌های ائتلاف‌سازی در قالب «موازنة تهدید» و روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. از آنجایی که ایران دارای «ژئوپلیتیک تهدید» می‌باشد، بنابراین هرگونه ائتلاف‌سازی می‌تواند ضریب کنش تهاجمی کشورهای دیگر را کاهش دهد. ائتلاف‌سازی راهبردی در رویکرد امنیتی و سیاست خارجی ایران، منجر به کاهش «تهدیدات تهاجمی» و تبدیل آن به «تهدیدات موازنه‌گر» شده است.  

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

.

چکیده [English]

.