آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی شدن: مروری بر دیدگاه های مختلف درباره آینده اسلام سیاسی

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه یزد

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه یزد

چکیده

در سال‌های اخیر دو دیدگاه اصلی درباره اسلام سیاسی شکل گرفته است؛ یک دیدگاه معتقد است؛ اسلام سیاسی، پدیده‌ای مسالمت‌جوو مدرن است و امکان سازش میان آن و مفاهیم مدرن غربی وجود دارد. بدین معنا اسلام سیاسی نه تنها پدیده‌ای سنتینیست بلکه نهایتا منطق مدرنیته غربی را نیز می‌پذیرد و دیدگاه دیگر معتقد است؛ اسلام سیاسی، پدیده‌ای خشونت آمیز، غیر دمکراتیک و سنتی است. بدین معنا اسلام سیاسی پدیده‌ای کهنه و نخ نماشده است که هدفی جزء رد مناسبات مدرن و تخریب خشونت آمیز وضع موجود ندارد. بر اساس دیدگاه اول اسلام سیاسی نهایتا در درون صورتبندی غربی مدرنیته حل خواهد شد، بدین معنا که نهایتا منطق برتر مدرنیته غربی را می‌پذیرد و بر اساس دیدگاه دوم، جنگ و منازعه میان اسلام سیاسی و مدرنیته غربی ناگزیر است و سرانجام این جنگ نیز نابودی اسلام سیاسی در برابر قدرت برتر مدرنیته غربی است. در مقابل این دو دیدگاه، مقاله حاضر دیدگاه سومی را مطرح می‌کند. بر اساس این دیدگاه، اسلام بنا به ماهیت پدیده‌ای خشونت آمیز و غیر دمکراتیک نیست اما ضرورتا با مفاهیم مدرن غربی نیز همخوانی ندارد. بر اساس این دیدگاه اسلام سیاسی هر چند پدیده‌ای مدرن است اما ریشه در سنت عمیق اسلامی دارد. بدین معنا می‌توان آن راپدیده‌‌ای سنتی-مدرن دانست که یک پای در سنت آرمانی اسلام و یک پای در واقعیات دنیای مدرن دارد. از نظر ماهیت نیز اسلام سیاسی نه خشونت محور بلکه عقل محور است، هر چند این عقل محوری مبنایی الهی-بشری دارد و نه صرفا اومانیستی. با این اوصاف آینده اسلام سیاسی چه خواهد بود؟ این دیدگاه معتقد است؛ در آینده اسلام سیاسی –با توجه به ماهیت عقلانی خود- نه در درون گفتمان مدرن غربی حل خواهد شد و نه مغلوب این گفتمان خواهد شد بلکه از مناسبات حاکم بر روابط بین‌الملل بهره خواهد برد و به گفتمانی در میان سایر گفتمان بدل خواهد شد. به بیان دیگر، اسلام سیاسی در عصر جهانی شدن، پسامدرنیسم (تمرکززدایی) و چند فرهنگ گرایی منطق خاص خود را دنبال خواهد نمود. نتیجه این که اسلام سیاسی به عنوان یک پدیده سنتی-مدرن صرفا وجه سلبی نخواهد داشت، یعنی صرفا ارزشهای غربی را به چالش نخواهد کشید، بلکه وجه ایجابی نیز خواهد داشت، بدین معنا که صورتبندی سیاسی اجتماعی خاص خود –یعنی مردم سالاری دینی- را بازتولید خواهد نمود.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

The Future of Political Islam in the Age of Globalization Reviews on Different Perspectives

نویسندگان [English]

  • Mohammad Ali Tavana 1
  • Amir Roshan 1
  • Monije Biglari 2

1 Assistant Professor of Political Science, Yazd University

2 Master of Science in Political Science, Yazd University

چکیده [English]

In recent years, two main views of political Islam have been shaped; one view argues that political Islam is a modern and peaceful phenomenon that compromise is possible between Islam and the western modern concepts. This means political Islam is not only a traditional phenomenon, but also accepts the logic of western modernity. Another view believes that political Islam is a violent, non-democratic and traditional phenomenon. This means political Islam seems like an old-fashioned phenomenon that does not have any purpose except to refuse modern relationship and destroy the status quo.

According to the first view, political Islam will finally merge into western modernity formulated, meaning that the superior logic will eventually accept western modernity. In the second approach War and conflict between political Islam and Western modernity is inevitable, and the end of this war is destruction of political Islam against western modernity’s superior power. Conversely, this paper will suggest a third view. According to this view, the nature of Islam is not violent and undemocratic, and is not necessarily inconsistent with the western modern concepts. Although political Islam is a modern phenomenon, it has a deep root in tradition. Hence, it can be considered as a traditional-modern phenomenon which refers to the ideal of Islam in one hand, and the realities of the modern world on the other hand. The nature of political Islam is not violent, but it based on reason of divine wisdom which comes only from God.

In this case, what will happen to Islam’s future? This view holds the opinion that in the future, political Islam - according to his intellectual nature - will not merge into western modernity, nor overcome the discourse, but it will take advantage of the relationships governing international relations, and become a discourse among others. In other words, political Islam in the age of globalization, postmodernism (Decentralization) and multiculturalism will follow its own logic. The result is that political Islam as a traditional-modern phenomenon will not only attract negative context, but also there is a need for affirmative action; meaning that it will reproduce its own socio-political context which called religious democracy.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Futurology
  • Political Islam
  • modernism
  • globalization
  • Religious Democracy
اسپوزیتو، جان (1385). اسلام سیاسی: فراسوی تهدید جدید (1) و (2)، ترجمه حجت مهدی، مجله بازتاب اندیشه، شماره 78.
امیر احمدی، هوشنگ (1386). ایران پس از انقلاب، مترجم: علی مرشدی زاد، چاپ دوم، تهران: انتشارات باز.
باردن، لورنس (1374). تحلیل محتوا، ترجمه: محمد یمنی و ملیحة آشتیانی، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
بهروز لک، غلامرضا (1383). اسلام گرایی و نابسندگی تحلیل‌های غربی، مجله زمانه، سال سوم.
بهروز لک، غلامرضا (1385). اسلام سیاسی و جهانی شدن، مجله مطالعات راهبردی، شماره 31.
جرجیس، فواز ای (1382). آمریکا و اسلام سیاسی، ترجمه سید محمد کمال سروریان، چاپ اول، تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.
دکمجیان، هرایر (1377). اسلام در انقلاب: جنبش‌های اسلامی معاصر در جهان عرب، ترجمه: حمید احمدی، چاپ اول، تهران: کیهان.
دیواین، فیونا (1378) «تحلیل کیفی»؛ روش و نظریه در علوم سیاسی، به اهتمام دیوید مارش و جری استوکر، ترجمه امیر محمد حاجی یوسفی؛ چاپ اول، تهران: پژوهشکدة مطالعات راهبردی.
روآ، اولیویه (1378). تجربه اسلام سیاسی، ترجمه محسن مدیرشانه چی و حسین مطیعی امین، چاپ اول، تهران: انتشارات الهدی.
روبینشتاین، ریچارد و کروکر، جارل (1386). چالش با هانتیگتون در کتاب نظریه برخورد تمدنها، ترجمه مجتبی امیری، چاپ اول، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه.
سعید، ادوارد (1371). شرق‌شناسی، ترجمه عبدالرحیم گواهی، چاپ اول، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
سعید، بابی (1379). هراس بنیادین، ترجمه غلامرضا جمشیدیها و موسی عنبری، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
شرابی، هشام (1368). روشنفکران عرب و غرب، ترجمه عبدالرحمن عالم، چاپ اول، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه.
کرپیندورف، کلوس (1378). تحلیل محتوا؛ مبانی روش شناسی، ترجمه هوشنگ نایبی، تهران، انتشارات روش.
کیخا، عصمت (1383). تبار شناسی هراس بنیادین از نگاه بابی سعید، شماره 27.
لوئیس، برنارد (1381). برخورد فرهنگ‌ها، ترجمه: نادر شیخ زادگان، چاپ اول، تهران، نشر مرکز.
نظری، علی اشرف، فصلنامه سیاست، دوره 38، شماره 1، بهار 1387.
واعظ، حسام‌الدین (1383). جهانی شدن، جهان اسلام و سیاستهای جهانی، مجله مشکوه، شماره 62.
هانتینگتون، ساموئل (1386). نظریه برخورد تمدن‌ها: هانتینگتون و منتقدانش، ترجمه مجتبی امیری، چاپ اول، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه.
هولستی ف آل. آر (1373). تحلیل محتوا در علوم اجتماعی و انسانی، ترجمه نادر سالارزادة امیری، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی.

Daniel Pipes, ( 1986 ) ' Fundamentalist Muslim between America and Russia ' Foreign Affairs .
Laclau & Mouffe ( 2001 ) Hegemony & Socialist Strategy, London: Vers, o2nd Ed, 2001.
F.Fukuyama ( 1989 ) "The End of History the National Interest, Summer –
James Piscatori (1993). Democratization and Islam. MiddleEast Journal. Vol. 45, NO. 3, Summer.
Zachary Karabell ( 1995 ) “The Wrong Threat: The United States and Islamic Fundamentalism”, World Policy Journal
Graham E. Fuller ( 2002 ) “The Future of Political Islam”, Foreign Affairs.
John L. Sposito and James P. Piscatory,( 1991 ) “Democratization and Islam”, Middle East Journal, Vol.45, No.3.