تبیین چالش های چین در تبدیل به هژمونی از منظر اقتصاد سیاسی بین الملل

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی و تربیتی، دانشگاه رازی، کرمانشاه،ایران

2 گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی ،کرمانشاه، ایران

10.22034/irr.2022.352337.2232

چکیده

با آغاز اصلاحات اقتصادی از سال 1978 میلادی در چین توسط دنگ شیائوپینگ، تاکنون این کشور رشد فزاینده ای را تجربه کرده است؛ به طوری که بسیاری از سازمانهای بین المللی مانند سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و نظریه پردازانی همچون راچمن بر این باورند که مرکز ثقل اقتصادی جهان به سمت شرق و کشورهای جنوب به رهبری چین کشیده شده است و این کشور هژمونی ایالات متحده را با چالشی جدی مواجه ساخته است؛ اما مطابق یافته های پژوهش و دیدگاه برخی از اندیشمندان حوزه اقتصاد سیاسی همچون کِیلی، از آنجا که رشد چین مبتنی بر تولید انبوه و صادرات کالاهای مونتاژی می‌باشد، این کشور توسعه فناورانه که سایر کشورها را به خود وابسته سازد را تجربه نکرده و چین همچنان نقش یک دولت پیرامون را در تقسیم کار بین‌المللی ایفا می‌کند که به کشورهای صنعتی وابسته است و مفاهیم مرکز- پیرامون همچنان مهم و کاربردی هستند. حال سوال مطرح این است که چالش‌های اقتصادی چین در تبدیل به هژمونی چیست؟ در پاسخ به سوال فوق این فرضیه مطرح گردید که با توجه به مشکلات و وابستگی اقتصادی پکن به کشورهای صنعتی به ویژه اروپا و آمریکا، نیل به هژمونی توسط چین امکان ناپذیر است. در این مقاله از نظریه مکتب وابستگی برای نشان دادن عدم استقلال اقتصاد چین از کشورهای مرکز و صنعتی استفاده شده و از روش تبیینی جهت نشان دادن چالش‌های پیش روی چین استفاده خواهیم نمود. هدف این پژوهش نیز اشاره به نقش پیرامونی چین در تقسیم کار بین‌المللی با وجود رشد اقتصادی آن می‌باشد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Explaining China's challenges in becoming a hegemony from the perspective of international political economy

نویسندگان [English]

  • Mohammad Abolfathi 1
  • Javad Biglari 2

1 Department of Political science,Faculty of Social and Behavioral Sciences, Razi University,Kermanshah, Iran

2 Department of Political Sciences, Faculty of Social Sciences, Razi University, Kermanshah, Iran.

چکیده [English]

since the economic reforms in China in 1978 by Deng Xiaoping, the country has experienced increasing growth. So that many international organizations such as the OECD and theorists such as Rachman believe that the world's economic center of gravity has shifted to the east and the southern countries under the leadership of China, and this country will challenge the hegemony of the United States seriously faced; But according to the research findings and the views of some political economy theorists such as Kiely, since China's growth is based on mass production and the export of assembled goods, this country has not experienced the technological development that makes other countries dependent on it, and China continues to plays the role of a peripheral state in the international division of labor, which is dependent on industrialized countries, and the concepts of center-periphery are still important and practical. the question is, what are China's economic challenges in becoming a hegemony? In response to the above question, the hypothesis was raised that considering Beijing's problems and economic dependence on industrialized countries, especially Europe and USA, it is impossible for China to achieve hegemony. In this article, the dependency school theory is used to show the lack of independence of China's economy from the central and industrialized countries, and we will use the explanatory method to show the China challenges . The purpose of this research is to point out the peripheral role of China in the international division of labor despite its economic growth.

کلیدواژه‌ها [English]

  • "Dependence"
  • " Economic Challenges"
  • "Hegemony"
  • "China"
  • "Center-Periphery"