ظرفیت نظریه‌های روابط بین‌الملل برای ایجاد تعامل و تقارب با حقوق بین‌الملل

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

اگرچه رشته حقوق بین‌الملل قدمت چند صد ساله دارد، ولی رشته دانشگاهی روابط بین‌الملل نسبتاً جدید است. بعد از جنگ جهانی دول، رشته‌های روابط بین‌الملل و حقوق بین‌الملل به‌میزان قابل‌توجهی هم‌پوشانی داشتند لیکن با وقوع جنگ جهانی دوم، عصر تقارب این دو رشته مطالعاتی به سر رسید. بسیاری از واقع‌گرایان بر این باور بودند که در دنیای فاقد اقتدار مرکزی توافق‌های بین‌الملل نمی‌توانند محدودیت‌های معنا‌داری برای رفتار دولت‌ها  ایجاد کنند. چنین گرایشاتی در چارچوب ادبیات رئالیسم ساختاری که طی آن پیامدهای بین‌الملل را محصول توزیع توانائی‌ها و قدرت دولت‌ها تلقی می‌کرد، تقویت می‌شد.
در اوائل دهه 1980، لیبرالیسم به‌صورت یک نظریه منسجم روابط بین‌الملل ظاهر شد. لیبرالیسم بر این ادعاست که پیکربندی دولت مستقل تعیین‌کننده رفتار آن است. پس از پایان جنگ سرد، سازه‌انگاری به‌صورت یک رویکرد عمده نقش مهمی در پیوند این دو رشته مطالعاتی داشته است. تحت این شرایط فهم پیچیده هنجارها به درک بهتر جامعه شناختی و تاریخی حقوق بین‌الملل می‌شود.
تمرکز این مقاله بر تجزیه و تحلیل پتانسیل تئوری‌های  روابط بین‌الملل به‌ویژه مکتب انگلیسی، رئالیسم، لیبرالیسم و سازه‌انگاری برای تعامل و تقارب بیشتر میان دو رشته روابط بین‌الملل و حقوق بین‌الملل است. این مطالعه حاکی است که میزان تقارب میان این دو رشته بیش از سایر حوزه های مطالعاتی است.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

...