نقش دیپلماسی مسیر دوم در مناسبات ایران و آمریکا: مطالعه موردی دیپلماسی ورزشی(2019-1998)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل،گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد بین الملل کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران

2 گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران

چکیده

امروزه، کاربرد قدرت نرم و بومی‌سازی آن در تحولات نظام اقتصادی - سیاسی جهانی ضرورتی انکارناپذیر است که آن را در سه بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی می‌توان مورد بررسی قرار داد. یکی از متغیرهای فرعی در بخش فرهنگی، ورزش می‌باشد. همچنین با تغییر شکل منازعات بعد از جنگ سرد، دیپلماسی مسیر اول‌که روشی برای حل منازعات بر سر منافع و قدرت است به تنهایی قادر به حل منازعات نبود. از این رو روش‌های دیگری از جمله دیپلماسی مسیر دوم با هدف رفع ابعاد ریشه‌ای منازعه به کمک دیپلماسی رسمی آمده و نقش مکمل را ایفا نمود. این تکنیک که توسط افراد غیررسمی و در محیط‌های غیررسمی صورت می‌گیرد یکی از گام‌های مؤثر در راستای فراهم‌آوردن زمینه صلح در سطوح رسمی است و یکی از گونه‌های دیپلماسی مسیر دوم، دیپلماسی ورزشی است. این پژوهش‌که به روش کیفی و با استفاده از شیوه تئوری داده بنیان انجام گرفته، به دنبال پاسخ به این سئوال است‌که نقش دیپلماسی مسیر دوم در مناسبات ایران و آمریکا، در حیطه دیپلماسی ورزشی چیست؟ ابزار تحقیق مصاحبه بوده و جامعه آماری مدیران ورزشی می‌باشند. نتایج تحقیق نشان داد که چهار ردیف گسترده شامل توسعه چندجانبه،‌ همبستگی، مدیریت ارتباطات و پرستیژ بین المللی با زیرطبقه‌های خود به عنوان مؤلفه‌های اصلی دیپلماسی مسیر دوم در مناسبات ایران و آمریکا مؤثرترند، و دیپلماسی مسیر دوم، بخصوص دیپلماسی ورزشی می‌تواند اثرگذاری به مراتب بیشتری در شرایط بحرانی داشته باشد؛ جایی‌که دیپلماسی رسمی قادر به حل منازعات منافع و قدرت نمی‌باشد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

The Role of Second Way Diplomacy in Iran-US Relations: A Case Study of Sports Diplomacy (1998-2019)

نویسندگان [English]

  • Soudabeh Mokhtari 1
  • Garineh Keshishyan Siraki 2

1 PhD Candidate in International Relations, Kish International Branch, Islamic Azad University, Kish Island, Iran

2 Department of Political Science, South Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran

چکیده [English]

Today, the use of soft power and its localization in the evolution of the global economic-political system is an undeniable necessity that can be examined in three dimensions: cultural, economic and political. One of the sub-variables in the cultural sector is sports. Also, with the transformation of post-Cold War conflicts, first-line diplomacy, which is a way of resolving conflicts over interests and power, could not resolve conflicts alone. Hence, other methods, such as second-line diplomacy, came to the aid of formal diplomacy with the aim of removing the roots of the conflict and played a complementary role. This technique, which is performed by informal individuals and in informal settings, is one of the most effective steps towards providing peace at the formal level, and one of the second types of diplomacy is sports diplomacy. This qualitative research using data-based theory method seeks to answer the question that what is the role of second-line diplomacy in Iran-US relations in the field of sports diplomacy? The research tools are interviews and the statistical population is sports managers. The results showed that four broad lines including multilateral development, solidarity, communication management and international prestige with their subcategories as the main components of second-line diplomacy are more effective in Iran-US relations, and second-line diplomacy, especially sports diplomacy. Can be much more effective in critical situations; Where formal diplomacy is unable to resolve conflicts of interest and power.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Second way diplomacy
  • Sports Diplomacy
  • Iran-US relations
بخشی چناری، امین رضا، و دیگران .(1398). ارائه راهکارهایی برای توانمندسازی و ارتقای دیپلماسی ورزشی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه علمی مدیریت ارتباطات در رسانه های ورزشی، دوره 6، شماره 3 - شماره پیاپی 23، بهار 1398، صص 22-15.
پیمان فر ، محمدحسن و همکاران. (1398). «تبیین دیپلماسی ورزشی با استفاده از الگوی پارادایمی: مطالعه­ای کیفی»، نشریه مدیریت ورزشی، دوره 11، شماره 1، بهار 1398، صص 75-59.
دوستی، مرتضی.(1391). «علل ورود سیاسیون به ورزش»، رسالة دکتری دانشکدة تربیت بدنی، دانشگاهتهران، ص 41.
سجادپور، سیدمحمدکاظم و مهدی زاده­علی. (1393). «ضرورت دیپلماسی در عصر فناوری»، فصلنامه پژوهش­های روابط بین الملل، دوره نخست، شماره 11، بهار 93، صص 67- 35.
شاهرضایی، فاطمه، و شیرزادی، رضا.(1397). ورزش، سیاست و روابط بین‌‌ا‌لملل. فصلنامه مطالعات بین المللی، دوره 15، شماره 3، شماره پیاپی 59، صص 220- 185.
شریعتی فیض آبادی ، مهدی. (1398). مطالعه تطبیقی دیپلماسی ورزش در توسعه روابط خارجی ایران و کشورهای منتخب. نشریه علمی دانش سیاسی، دروه 15، شماره 1، پیاپی 29، صص 148-125.
شریعتی فیض‌آبادی، مهدی و همکاران. (1394). جنبش المپیک یا جنبش دیپلماتیک؛ نقش ورزش در توسعة روابط بین الملل جامعة جهانی. تهران: تیک‌تاک، صص 133-132.
صباغیان، علی، (1394)، «دیپلماسی ورزشی»، فصلنامه مطالعات فرهنگ ارتباطات، سال شانزدهم، شماره سی و یکم، پاییز 1394، صص 151- 131.
عباسی بختیاری، رضا. (۱۳۹۰). «بررسی اثرات متقابل فرهنگ و ورزش». همایش صنایع فرهنگی و نقش آن در توسعه پایدار، اصفهان.
یارول،‌ بی مانهایم. (1390)، دیپلماسی عمومی راهبردی و سیاست خارجی. ترجمه: آشنا، حسام الدین.، و اسماعیلی، ‌محمدصادق. شابک چاپ اول.
یزدانی، عنایت‌الله.، و نژادزندیه، رویا.( 1391). «کاربست دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در چارچوب اصول و ارزش­های انقلاب اسلامی»، فصلنامةعلمیپژوهشیپژوهشنامةانقلاباسلامی، ش 7، صص 44-19.
AL-Busafi, M & Banafa, A. M. A. (2013). Global trend sand Local needs. The trouble whit sport globlaization. European Scientific, 8(21), 185.
Amirtash, A. M. (2005). “Iran and the Asian games: The largest sports event in the Middle East”. Sport in Society, 8(3), pp: 449-467.
Donnelly, P. (2011). From war without weapons to sport for development and peace: The janus-face of sport. Johns Hopkins Foreign Policy Institute, SAIS Review 31(1), 65-76.
Govindan, K., Azevedo, S. G., Carvalho, H., Cruz-Machado, V. (2015). “Lean, green and resilient practices influence on supply chain performance: interpretive structural modeling approach”. International Journal of Environmental Science and Technology, 12(1), pp: 15-34.
Grix, J. (2013). “Sport politics and the Olympics”. Political Studies Review, 11(1), pp: 15-25.
Grix, J., Houlihan, B. (2014). “Sports mega events as part of a nation's soft power strategy: The cases of Germany (2006) and the UK (2012)”. The British Journal of Politics & International Relations, 16(4), pp: 572-596.
Lanzac, A., Blain, C. (2011). “Weapons of mass diplomacy”. London, New York: Self Made Hero Abrams, pp: 113-129.